الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

557

دقائق العلاج ( فارسي )

بلغمى اوديما و سودائى باسقيروس ناميده مىشوند . اگر سبب آماس آبى باشد از يك طرطير ملحى است كه ذوب شده و خالص يا غير خالص است ، اگر در اصل مخصوص دستگاههاى تغذيه‌اى باشد و به باقى اعضاء بطور عرضى سرايت كرده باشد استسقاء ( IIydropisie ) گفته مىشود اگر در بيضه‌ها باشد قيله ( Hydrocele ) و قرو المائى گفته مىشود و اگر از باد باشد يعنى طرطيرى ذوب و تبخير يا تصعيد شده اگر داخلى باشد تهبّج و اگر خارجى باشد انتفاخ ( بادكردگى ) گفته مىشود . شرى آن‌طورى كه خواهد آمد از همه اعضاء بروز مىكند ليكن دانه‌هائى كه پوست در اثر آن خورده مىشود يا ورم مىكند اما به حد خوردگى نمىرسد از مواد فاسدى است كه با خون مخلوط گرديده و به زير پوست رانده شده و بتحليل نرفته و بنابراين به صورتى كه مناسب آن است حرارت تازه‌اى از آن بيرون مىآيد يعنى اگر سخت و تيره و دورش سبز و سر آن پهن باشد و مدور نبوده و مزمن باشد از سوداء است ، اگر برآمده و سرتيز ، زرد ، خشك و برافروخته باشد از صفراء است ، اگر گرد و قرمز و نرم و كم‌ورم باشد از خون است و اگر با همين شكل سفيد و كم‌حرارت و بدون سوزش و التهاب باشد از بلغم است و همه آنها داراى ترشح بوده و دردناك مىباشند و بحسب زمان و مكان و كيفيت نامى دارند . دانه‌هاى قرمز و متفرق همراه با خارش سعفه ( Porrigos ) اگر تر باشد شيرينج ( زرد زخم - Impetigo ) اگر خشك باشد خشك ريشه ( Escarre ) خوانده مىشود دانه كوچك خشك سودائى را قوبا مىگويند ( Psoriasis ) اما سعفه بيخ‌دارتر از آن است و آن را كه پيشروى دارد ساعيه و اگر مانند آبله سفيد و بدون خارش و در صورت و بينى باشد لبنيه و شهديه و اگر همراه با التهاب و تندى و درد كم در اطراف قلب